از پدرى فانى، اعتراف دارنده به گذشت زمان، زندگى را پشت سر نهاده - كه در سپرى شدن دنيا چاره‏ اى ندارد -  مسكن گزيده در جايگاه گذشتگان، و كوچ كننده فردا، به فرزندى آزمندِ چيزى كه به دست نمی آيد، رونده راهى كه به نيستى ختم مى‏ شود، در دنيا هدف بيمارى‏ ها، در گرو روزگار، و در تيررس مصائب، گرفتار دنيا، سودا كننده دنياى فريب كار، وام دار نابودى ‏ها، اسير مرگ، هم سوگند رنجها، هم نشين اندوه ‏ها، آماج بلاها، به خاك در افتاده خواهش ‏ها، و جانشين گذشتگان است...

...

به يقين بدان كه تو به همه آرزوهاى خود نخواهى رسيد، و تا زمان مرگ بيشتر زندگى نخواهى كرد، و بر راه كسى می روى كه پيش از تو می رفت، پس در به دست آوردن دنيا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردى نيكو عمل كن، زيرا چه بسا تلاش بى اندازه براى دنيا كه به تاراج رفتن اموال كشانده شد. پس هر تلاشگرى به روزى دلخواه نخواهد رسيد، و هر مدارا كننده‏ اى محروم نخواهد شد. نفس خود را از هر گونه پستى باز دار، هر چند تو را به اهدافت رساند، زيرا نمی ‏توانى به اندازه آبرويى كه از دست می دهى بهايى به دست آورى. برده ديگرى مباش ، كه خدا تو را آزاد آفريد، آن نيك كه جز با شر به دست نيايد نيكى نيست، و آن راحتى كه با سختی هاى فراوان به دست آيد، آسايش نخواهد بود. بپرهيز از آن كه مركب طمع ورزى تو را به سوى هلاكت به پيش راند، و اگر توانستى كه بين تو و خدا صاحب نعمتى قرار نگيرد، چنين باش، زيرا تو، روزى خود را دريافت مى ‏كنى، و سهم خود بر می دارى، و مقدار اندكى كه از طرف خداى سبحان به دست می‏ آورى، بزرگ و گرامی ‏تر از (مال) فراوانى است كه از دست بندگان دريافت می دارى، گرچه همه از طرف خداست. آنچه با سكوت از دست مى ‏دهى آسانتر از آن است كه با سخن از دست برود، چرا كه نگهدارى آنچه در مشك است با محكم بستن دهانه آن امكان پذير است، و نگهدارى آنچه كه در دست دارى، پيش من بهتر است از آن كه چيزى از ديگران بخواهى، و تلخى نا اميدى بهتر از درخواست كردن از مردم است. شغل همراه با پاكدامنى، بهتر از ثروت فراوانى است كه با گناهان به دست آيد، مرد براى پنهان نگاه داشتن اسرار خويش سزاوارتر است، چه بسا تلاش كننده‏ اى كه به زيان خود میكوشد، هر كس پر حرفى كند ياوه می گويد، و آن كس كه بينديشد آگاهى يابد، با نيكان نزديك شو و از آنان باش، و با بدان دور شو و از آنان دورى كن. بدترين غذاها، لقمه حرام، و بدترين ستم‏ها، ستمكارى به ناتوان است. جايى كه مدارا كردن درشتى به حساب آيد درشتی جای مدارا نشیند، چه بسا كه دارو بر درد افزايد، و بيمارى، درمان باشد، و چه بسا آن كس كه اهل اندرز نيست، اندرز دهد، و نصيحت كننده دغل كار باشد. هرگز بر آرزوها تكيه نكن كه سرمايه احمقان است، و عقل، پند گرفتن از تجربه‏ هاست، و بهترين تجربه آن است كه تو را پند آموزد. پيش از آن كه فرصت از دست برود، و اندوه ببار آورد، از فرصت‏ها استفاده كن. هر تلاشگرى به خواسته‏ هاى خود نرسد، و هر پنهان شده ‏اى باز نمى‏ گردد. از نمونه‏ هاى تباهى، نابود كردن زاد و توشه آخرت است. هر كارى پايانى دارد، و به زودى آنچه براى تو مقدّر گرديده خواهد رسيد. هر بازرگانى خويش را به مخاطره افكند. چه بسا اندكى كه از فراوانى بهتر است نه در يارى دادن انسان پست چيزى وجود دارد و نه در دوستى با دوست متّهم، حال كه روزگار در اختيار تو است آسان گير، و براى آن كه بيشتر به دست آورى خطر نكن. از سوار شدن بر مركب ستيزه جويى بپرهيز.


Farewell