گواته مله
ننه (به ترکی): دستت درد نکنه ننه جان که اومدی بهم سر زدی
من: عیبی یوخ عیبی یوخ!
ننه: بخدا همین دیروز بود که نشسته بودم تو فکر و خیال شما بودم، تو پسرداییت پسر عمت...
من: یل یاتار طوفان یاتار یاتماز تراختور پرچمی
ننه: دعا میکردم که ای خداااا این بچههام همشون خوشبخت بشن و اینا
من: هر نَه وار کرنر دَ وار!
بخشی از دیالوگهای مادربزرگِ پدرمادرم با من در مهمونی روز اول عید که بعلت تمرکز توانایی ترکیِ بنده در لیسنینگ و عدم توفیق در اسپیکینگ اینجوری شد!
پن: میگم اختلاف نسلها هم واقعن جونور عجیبیههاااا!
+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 12:45 توسط احسان
Let the mind beware, though the flesh be bugged